از چاله برجام تا جزیره اپستین/پایان مأموریت «کاسبانِ تسلیم» در سایه خورشید ولایت

شهدای ایران:هادی زارع/امروز تاریخ در برابر آیینهای تمامقد ایستاده است تا تفاوت میان «رهبری الهی» و «سیاستمداران شیطانی» را با خطی خونین و پررنگ به نظاره بنشیند.
افشای اسناد سیاهچاله فساد «جفری اپستین»، تنها یک پردهبرداری قضایی نبود؛ بلکه سقوط تمدنی بود که در آن رهبران کاخ سفید، کاخ باکینگهام و الیزه، در میان دود و خون و تعرض به کودکان معصوم، با شیطان دست بیعت دادند. این ننگ ابدی، چهره واقعی غرب و اذناب منطقهایاش را چنان عریان کرد که دیگر هیچ بزکی نمیتواند ماهیت «حیوان متمدن» را بپوشاند.
اما در این میانه، آنچه بیش از هر چیز قلب هر ایرانیِ باغیرت را به درد میآورد، سابقه خیانتبار و منفعلانه جریانی در داخل است که سالها آدرس این کعبه پوشالی و غرق در نجاست را به عنوان مدینه فاضله به ملت میفروختند.
کارنامه سیاه حسن روحانی و جواد ظریف در تحمیل خسارت محض «برجام»، سندی زنده از انفعالی است که کشور را از حقوق مسلم خود محروم کرد و فرصتهای طلایی پیشرفت را در پای لبخندهای مسمومِ رهبرانی قربانی کرد که امروز نامشان در لیست قاچاقچیان جنسی و جانیان پرونده اپستین میدرخشد. برخی از این عناصر که با ماسک انقلابیگری، جام زهر تسلیم را به سفره مردم کشاندند، عملاً جادهصافکنِ دشمنی شدند که هدفش نه توافق، بلکه غارت منابع و تجزیه ایران بود.
اینان همان کسانی هستند که امروز در قالب «حلقه برانداز و رادیکال»، با چهرههایی چون آذر منصوری و اصغرزاده، همصدا با پروژه موساد و سیا، بر طبلِ شکاف ملی میکوبند و در شرایطی که ایران در میانه یک جنگ سرنوشتساز با صهیونیسم و استکبار جهانی است، خنجر از پشت میزنند.
در برابر این سیاهیِ مطلق، وجود نازنین مقام معظم رهبری (مدظلهالعالی) به عنوان مظهر طهارت، شجاعت و پاکی، تنها تکیهگاه ملتی است که نمیخواهد به سرنوشت ممالکِ بَرده غربی دچار شود. مظلومیت مقتدرانه ایشان در هدایت این کشتی از میان طوفانهای «شبهکودتا» و فتنههای ترکیبی، یادآور ایستادگی امیرالمؤمنین (ع) در برابر ناکثین و مارقین زمانه است. در حالی که رهبران غربی و برخی حکام دستنشانده عرب در لجنزار اپستین دستوپا میزنند، نایب برحق امام زمان با صدور بیانیه «گام دوم»، افقِ تمدن نوین اسلامی را ترسیم کرده است؛ تمدنی که در آن «حیای سیاسی» و «طهارت اخلاقی» حرف اول را میزند.
بازداشت اخیر عناصر ضدامنیت ملی، پیامی قاطع به بقایای جریان نفوذ است: دورانِ بازی در زمین دشمن و محروم کردن ملت از حق خود به بهانه تعامل با شیاطین، به پایان رسیده است. ما دیگر اجازه نخواهیم داد «کاسبانِ تسلیم» با امنیت و آبروی این نظام مقدس بازی کنند. کسی که با شیطان بیعت کرده (چه در جزیره اپستین و چه در اتاقهای فکر براندازی)، محکوم به فناست و تنها راه نجات، بازگشت به آغوش ولایتی است که طهارتش، ضامن بقای ایران و خاری در چشم دشمنان مستکبر است.



