نوسازی بدنه حاکمیتی جمهوری اسلامی ایران

به گزارش شهدای ایران امیر فتحی کارشناس حوزه بین الملل طی مطلبی نوشت:
جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک نظام حاکمیتی بعد از ۴۷ سال که از عمر با برکت آن سپری می شود بر مبنای مردم سالاری دینی یعنی دخالت مستقیم مردم در سرنوشت سیاسی خویش می باشد. ریشه این حرکت براساس مبانی اندیشه ای امام راحل و رهبری عظیم الشان انقلاب اسلامی که سرمنشاء آن از کلام وحی می باشد در طول این مدت مدیریت حکمرانی کشور ایران را عهده دار بوده است.
در روند اداره سیاسی کشور افرادی تحت عنوان احزاب و جناح های سیاسی سال ها به عنوان بازوی کمکی یاری آن را انجام دادند و در طول مدت خدمت آنها جنس تفکر آنها که بازتاب آن در عملکردشان بوده بر همگان مشهود است.
میزان همراهی با مبانی نظری و ساختاری نظام عنصر اصلی این حرکت بوده و هست.
یکی از این جبهه ها اصلاحات نام دارد منشاء تفکری که متشکل از منور الفکرهای غربی می باشند که آروغ روشنفکری را در همه بزنگاه های نظام زده اند و به نوعی به جای حمایت اصل نظام و پشتیبانی از ولایت جلوی ولایت قدعلم کرده اند و هدف غایی آنها آنچه از عملکردشان معلوم است دنبال اعمال تغییرات ساختاری در نظام حکومتی به نوعی براندازی هستند.
اصلاح طلبان دنبال مدرنیزاسیون و گرایش سیاست حکومت ایران به سیاست غربی و درصدد این مطلب هستند که مدل و جنس حکومت را بر اساس اندیشه های مکاتب اندیشمندان غربی تغییر دهند.
اصلاح طلبان را می توان معماران سکولاریسم سیاسی با محوریت فکری تجدیدنظر طلب نامید.
طبق بررسی های بعمل آمده گرایش سیاسی جناح اصلاحات نزدیک به سوسیال دموکراسی و چپ دموکراتیک پیشرو است، اگرچه اقلیتی خود را نزدیک به لیبرال دموکراسی یا لیبرالیسم اجتماعی میدانند.
اما آنچه بعد از اتمام دولت موسوی در سال ۱۳۶۸ این جریان سیاسی را به حاشیه راند انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ و تشکیل دولت محمد خاتمی و جبهه دوم خرداد بوده که دوباره به عرصه قدرت سیاسی در ایران بازگشتند و در ادامه گروهی از آنها در برخی از تفکرات خود تجدید نظر کردند و در سال ۱۳۷۸ با تغییر عنوان خود از جبهه دوم خرداد به جناح اصلاحات سعی در گفتمان سازی برای دولت با متمایز نشان دادن خود از چپ سنتی با اقتباس واژه اصلاح طلب و مفاهیم پیشروگرایی نمودند.
اصلاحطلبان پس از انتخابات ریاستجمهوری ۱۳۹۶ مقبولیت و جایگاه اجتماعی خود را تا حد زیادی بین مردم از دست دادند که عوامل دخیل موارد ذیل است:
۱)ناکارآمدی دولت دوم حسن روحانی ۲)اعتراضات دی ۱۳۹۶ و شعار اصلاحطلب، اصولگرا دیگه تمومه در این ماجرا نقش زیادی در گذر بخش عظیمی از طرفداران این جناح از اصلاحطلبان داشته است.
آنچه از عملکرد اخیر این جبهه برآمده با توجه به موضع گیری های شخصیت های بنام آن نظیر سید محمد خاتمی و میر حسین موسوی و ... چهره اغلب خاموش خویش را روشن کردند و حتی در جلسه راهبردی و خاصی که داشتند در جهت تدوین سیاست سناریو براندازی برآمدند. این افراد دلسوزان به ظاهر نظام هستند که تاکتیک واقعی آنها اخیرا رسوا شده است.
حال آنچه از این عملکرد نامطلوب حاصل گردیده نظام حکومتی ایران باید مماشات را کنار بگذارد و با صراحت تمام با این افراد غرب زده برخورد مناسب را داشته باشد. دیگر کنار آمدن با آنها جایگاهی ندارد.
دشمنی امروز آنها که حاصل سال های متمادی تعارضات گوناگون و هدف مذکور به عنوان راهبرد آنها محسوب می شود رافت اسلامی باید کنار برود و حساب و کتاب حسابی با آنها انجام پذیرد.
دستگاه امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی ایران امروز باید با قاطعیت کامل و اجرای نص صریح قانون نسبت به این افراد برخورد واقعی داشته باشد و توجهی به هیچ گونه سخنان گوناگون که از بخش های مختلف زده می شود را نداشته باشد حتی چنانچه لازم باشد تا انحلال فعالیت ها و عدم مشروعیت فعالیت سیاسی در کشور و حتی اعدام افراد خاص این جبهه باید عمل گردد.
کسانی که رفتار حمایتی از تروریست های مسلح در اغتشاشات ۱۴۰۴ داشته اند نمی توانند بازوی کمکی سیاست های حاکمیتی نظام باشند و عنوان دشمن به آنها واژه صحیحی می باشد.
آنها همیشه به دنبال توطئه خاموش و سناریو نویسی و ارائه آن به افراد عملیاتی و کف خیابونی هستند نمونه بارز آن فتنه ۱۳۸۸ بوده که تاریخ انقلاب با اسنادش گواه این بیان است و با تشویش اذهان عمومی و جلب نظر افراد جاهل و بدون فکر حرکت براندازی را جامه عمل پوشانده اند.
جلسه اخیر آنها که با محتوای جابه جایی قدرت و تضعیف جایگاه رهبری یکی دیگر از توطئه هایی بوده که توسط عزیزان سرکوب شده است.
این سوال مربوط به ملت شریف و شهید پرور ایران است:
آیا کسانی که امنیت و اقتدار کشور را تحت الشعاع تفکرات پوچ و بی اساس و غربی خویش قرار می دهند و ۴۷ سال دشمنی پنهان و آشکار نسبت به نظام حکمرانی جمهوری اسلامی ایران داشتند شایسته زندگی در خاک این کشور هستند؟ اصلا شایسته تنفس هستند ؟
آنها افرادی هستند که همیشه به دنبال به مخاطره انداختن امنیت کشور و تامین منافع بوده اند. این کمک به حرکت قطار انقلاب نیست بلکه کمک به نابودی این حرکت است.
خطاب بنده به دستگاه قضایی کشور است آزادی یا آزادی به قید وثیقه سیاسیون اصلاح طلب کار بسیار بسیار بسیار اشتباهی است و محاکمه و حکم مجازات مطلوب متناسب با قانون مطالبه انقلابیون است.



