آتش زیر خاکستر سستی/ هشداری که اگر شنیده نشود، به شعله شورش تبدیل خواهد شد!
شهدای ایران :سرویس اقتصادی/هادی زارع/دولت چهاردهم، در مقطعی که ایستادگی تاریخی ملت ایران در برابر دشمنی که لحظهای برای ضربه زدن به اقتدار ملی صبر نمیکند، یک ضرورت است، به جای نقشآفرینی شایسته در خط مقدم دفاع اقتصادی، به سردترین و منفعلترین سنگر تبدیل شده است. این کابینه، میراثخوار سستی دوران گذشته است و به جای تکیه بر ظرفیتهای درونی و اجرای برنامههای مصوب همچون برنامه هفتم توسعه، راه وابستگی مذبوحانه غرب گراها را در پیش گرفته است.
تکرار توصیههای نادرست و پرخطر مشاوران سوختهای چون ظریف و روحانی، نشان از آن دارد که این دولت یا در فهم عمق بحران عاجز است یا مدافع اهداف دیگری است که با منافع ملی همسو نیست. این انفعال مزمن، ناهماهنگی محض و وابستگی فکری به نسخههای شکستخورده غرب، نه یک نقد ساده، بلکه اعلام یک بحران مدیریتی سیستماتیک است که اگر با قاطعیت مهار نشود، تبدیل به یک بحران امنیتی جدی خواهد شد.
مردم شریف ایران، که با صبر انقلابی خود، اصل نظام و رهبری معظم را سپر دفاعی کشور دانستهاند، اکنون با دو چالش بنیادین روبرو هستند: اول، فشار بیامان تورم افسارگسیخته که ثروت ملی را در زیر چرخهای بیتدبیری له میکند؛ و دوم، احساس عمیق جدا بودن اکثریت قاطع ملت از مدیرانی که شایستگی اداره یک واحد صنفی کوچک را ندارند.
این مردم میان نظام مستحکم و مدیران ضعیف تمایز قائلند و تا پای جان گوش به فرمان رهبری ایستادهاند؛ اما این وفاداری، مجوز تبدیل شدن نارضایتی اقتصادی به بهانه دشمن برای برانگیختن آشوب امنیتی و اخلال نیست.
پاسخگویی دولت کجا رفت؟ آیا وزیر نیرو پاسخگوی خاموشیهای هدفمندی است که نه تنها زندگی، که تولید را فلج کرده است؟ آیا وزیر اقتصاد، بانیان تورم و فساد در دهکبندیهای مبهم و رهاسازی بازار ارز و طلا و رانت خوار ها و نور چشمی هایی که سرمایه کشور را به تاراج برده اند را معرفی خواهد کرد؟ از ناتوانی در مدیریت بحران آب و خاک گرفته تا انباشت مطالبات کارشناسان در حوزههای بهداشت و راه، دولت چهاردهم در تمام جبههها عقبنشینی کرده است.
کارشناسان بارها هشدار دادند که فرمولهای فعلی در مهار تورم سرکش و عدم اجرای الزامات توسعهای، مسیر را به سمت شکست کامل هدایت میکند، اما صدایشان در کوچه بنبستهای دولت گم شد و نصیحتها به تمسخر گرفته شد.
اکنون، نقش مجلس شورای اسلامی بسیار خطیر است. نمایندگان مردم باید پشتیبان اقتدار کشور و نظام و گوش به فرمان مقام معظم رهبری باشند و با همکاری سازنده با دولت در جهت اصلاح باید برنامه های جایگزین را سریعا ارائه دهد؛ اما این به معنای نادیده گرفتن سستی و انفعال کابینه نیست. اگر مجلس نتواند دولت را وادار به اجرای قوانین و توقف سستی سازنده کند، خود شریک عواقب آن خواهد بود. عقبنشینی از نظارت، به معنای شراکت در مسئولیت است.
اخطار نهایی: تکرار اشتباهات گذشته، که هزینه آن در تاریخ معاصر ایران با خون نسلها پرداخت شده، دیگر قابل بخشش نیست. بیعملی دولت، همان جرقه داخلی است که دشمن منتظر آن است تا هدفی را که با تحریم و تهدید و جنگ به دست نیاورد، با استفاده از شکاف های داخلی و به کارگیری مزدوران و جاسوسان خبیث با بر هم زدن نظم عمومی کشور دنبال کند.
ادامه این مسیر، نه فقط شکست مدیریتی، بلکه خیانتی بزرگ به اعتماد مردم و اقتدار نظام است که به واسطه هدایتهای هوشمندانه و پدرانه مقام معظم رهبری حفظ شده و روز به روز به قله های پیشرفت و تعالی نزدیک تر میشود. کابینه باید بداند؛ تاریخ، بیعملی را به اندازه خیانت، مجازات خواهد کرد.
هرگونه تأخیر در رسیدگی قاطع به معیشت مردم و هرگونه اخلال در مهار افسارگسیخته قیمتها، نه فقط یک خطای مدیریتی، بلکه عصیان در برابر عالیترین مرجع کشور تلقی خواهد شد. مسئولیت هرگونه خدشه امنیتی، هرگونه حرکت به سمت چنددستگی و هرگونه سوءاستفاده دشمن از این وضعیت، مستقیماً و منحصراً بر دوش رئیسجمهور و کابینهاش سنگینی خواهد کرد.
وقت تعارف گذشته است؛ یا مسیر اطاعت کامل از فرامین رهبری و اقدام فوری برای معیشت مردم را در پیش بگیرید، یا آماده باشید تا در برابر تاریخ، به عنوان دولتی که کشور را به دلیل سستی، در آستانه هرج و مرج رها کرد، محاکمه شوید.



