جنگِ روایتها/ صدا و سیما در خط مقدم یا سنگر عقبنشینی؟/ "تبیین" سپر دفاعی جوانان در برابر سمّ استکبار
شهدای ایران:سرویس سیاسی/هادی زارع/این سرزمین، مهد تمدنی است که قدمتش نه با تاریخِ توهمآمیز حکام امروزیِ واشنگتن و تلآویو که با عمق هزارهها سنجیده میشود. از افتخارات شکوهمند نیاکان ماست که حتی در مبانی روزمره زندگیشان، همچون قدمت آفتابه، ریشهای عمیقتر از کل تاریخِ کشوری مانند آمریکا دارد؛ کشوری که متأسفانه رهبرانش، از ترامپِ مستکبر تا سگ او نتانیاهو، تصور میکنند میتوانند با شعار و پول، بنای استوار ایران را متزلزل سازند. اما این توهم، پیش از آنکه ناشی از قدرت آنها باشد، محصول جهل عمیق به هویت ایرانی است.
ما شاهد بودیم که چگونه اعتراضات بهحق مردم نسبت به فشارهای اقتصادی، به سرعت و با سازماندهی مستقیم اتاقهای جنگ سردگیالیستی در "تلآویو و واشنگتن"، به بستری برای تروریسم و وحشت تبدیل شد. جنایات صورت گرفته، از به آتش کشیدن مساجد و مدارس تا بریدن سر انسانهای بیگناه و پارهپاره کردن نیروهای حافظ امنیت که با مدارا تلاش میکردند مسیر را از اغتشاش جدا سازند، نشان داد که هدف اصلی، نه اصلاح، بلکه "تجزیه و نابودی کامل زیربنای تمدنی" این کشور بود. اینها نه معترضند، بلکه مزدورانی اجارهای هستند که خون همین مردم مظلوم را برای خوشامد اربابان کودککش خود به زمین ریختند.
اینجا لازم است سخن حکیمانه و نافذ مقام معظم رهبری حضرت آیتالله خامنهای طنینانداز شود: «اعتراض بهجا است، اما اعتراض غیر از اغتشاش است.» این مرزبندی شفاف، سنگ محک بصیرت ماست. مسئولین موظفند با معترض سخن بگویند، درد او را بشنوند و چارهاندیشی کنند؛ اما سخن گفتن با تروریست و اغتشاشگر که با گلوله و سلاح سرد، پاسدار قانون و نظم را هدف قرار میدهد، نه تنها فایدهای ندارد که عین حماقت است. برخورد قاطع، پاسخی جز «نقره داغ کردن» با اقتدار دستگاه قضا و نیروهای امنیتی در برابر این وحشیگریها نیست تا زحمات نیروهای جان بر کف هدر نرود.
درس این فتنه برای دشمنان، شکستی سنگین بود. آنها که با تکیه بر پروپاگاندا و تحلیلهای سست، فکر میکردند شکافی عمیق بین مردم و نظام وجود دارد، بار دیگر با حضور پرشور مردم در صحنه و حمایت قاطع از ولی فقیه، فهمیدند که اتحاد ملت ایران شکسته نخواهد شد. این کشور، هزاران سال است که در مقابل تهاجمات ایستاده و بارها کمر مستبدان و مستکبرانی همچون رضاخان و کل خاندان پهلوی را خم کرده است؛ آمریکا و اسرائیل نیز دیر یا زود، طعم شکست را خواهند چشید.
این روزها، پس از مدیریت موفق میدان سخت توسط حافظان امنیت و مردم شریف ایران، جبهه اصلی نبرد به عرصهای ظریفتر و حیاتیتر منتقل شده است: "جنگ روایتها و میدان تبیین" در حالی که نیروهای مقتدر نظامی، نقش خود را در خاموش کردن آتش فتنهی خیابانی و خنثیسازی عملیات تروریستی مزدوران خارجی ایفا کردند، کوتاهی غیرقابل قبول در عرصه جنگ نرم، اکنون به یک نگرانی ملی تبدیل شده است. عملکرد رسانه ملی، سازمانها و تیمهای تبیین دولت، در مواجهه با حجم انبوه اطلاعات نادرست و تبلیغات سمی دشمن، به مراتب ضعیفتر از توان عملیاتی نیروهای جبهه سخت بوده است. این یعنی شکست در مدیریت روایتها که میتواند دههها زحمت فرزندان این مرز و بوم را به خطر اندازد.
فرمان حکیمانه رهبر معظم انقلاب در مورد لزوم صبر، تبیین و مراقبت از جوانان، باید تبدیل به منشور عملیاتی تمام مسئولین شود. این یک توصیه ساده نیست؛ این استراتژی بقای انقلاب در دوران جنگ تمام عیار اطلاعاتی است. هشدار رهبری درباره دغدغهمندی ایشان نسبت به نسل جوان، یک یادآوری است که دشمن، هدف اصلی خود را نه زیرساختهای فیزیکی، بلکه ذهن و قلب فرزندان ایران قرار داده است. چه آن دختر و پسری که با حجاب کامل یا کم، چه موافق و چه مخالف؛ همه فرزندان ما هستند و از دست دادن حتی یک نفر از این سرمایههای انسانی، ضایعهای جبرانناپذیر برای پیکره این سرزمین است. رسانهها باید درک کنند که وظیفه آنها صرفاً انعکاس خبر نیست، بلکه باید تبدیل به سپر حفاظتی قوی در برابر سمّ ترویج شده توسط رسانههای معاند شوند.
امروز، زمان مماشات و کندی در پاسخگویی نیست. تیمهای رسانهای دولت، صدا و سیما و شبکههای اجتماعی باید همچون فرماندهانی در جبهه جنگ نرم، کمر همت ببندند و با استفاده از تحلیلهای عمیق، جوانان را به بالا بردن معلومات و خدمت صادقانه به کشور تشویق کنند. باید دلسوزانه و با سعه صدر، نیازها و دغدغههای مردم را در اولویت قرار دهیم. تنها با "اطاعت محض از رهبری"، حفظ وحدت و تلاش برای پیشرفت کشور، است که ایران سرافراز بیش از پیش، به عنوان خاری مستحکم در چشم دشمنان مستکبر باقی خواهد ماند. این مبارزه پایان ندارد، اما پیروزی نهایی، متعلق به ملتی است که در عین هوشیاری، به فرمان پدرانه رهبر خود گوش سپرده است.



