شرق: اروپا خیانت کرد که کرد نبش قبر نکنید!

به گزارش شهدای ایران به نقل از کیهان، وزیر خارجه کشورمان اخیرا در پاسخ به رئیس کمیسیون اروپا که در اعتراض به پایبندنبودنِ ترامپ به تعهدات آمریکا نسبت به اروپا گفته بود «وقتی دوطرف با هم دست میدهند باید اعتبار داشته باشد»، نوشت: وقتی ترامپ به طور یکجانبه از برجام خارج شد تروئیکای اروپایی از او حمایت کرد. یا «تمام معاملهها، معامله هستند»، یا «دستدادن هیچ اعتباری ندارد». این موضوع به همین وضوح است و پیامد حالت دوم، چیزی جز فروپاشی نظم بینالملل نخواهد بود. نمونه بارز آن، تهدید ترامپ برای تصاحب گرینلند به «هر وسیله ممکن» است که هرچند از نظر حقوق بینالملل یا حتی «نظم قانونمحور» کاملاً غیرقانونی است، ولی اروپا سزاوار آن است!
روزنامه غربگرای شرق- که از شریکان خیانت آمریکا و اروپا در فریبکاری برجامی و پایمالشدن حقوق ملت ایران است- موضع دکتر عراقچی را نبش قبر سیاسی خواند و نوشت: توئیت اخیر وزیر امورخارجه، اگرچه در ظاهر در چارچوب یک نقد سیاسی به رفتار اروپا و آمریکا تنظیم شده، اما در سطحی عمیقتر واجد چندین اشکال تحلیلی، راهبردی و دیپلماتیک است که نمیتوان بهسادگی از کنار آن عبور کرد. مسئله اصلی نه صرفا محتوای انتقادی توئیت، بلکه جایگاه گوینده، زمان بیان و کارکرد چنین موضعگیریهایی در شرایط پیچیده کنونی سیاستخارجی ایران است. نخست باید به این نکته توجه داشت که وزیر امورخارجه، برخلاف یک تحلیلگر یا فعال رسانهای، مأمور «مدیریت بحران» و «تولید راهحل» در سیاستخارجی است، نه بازخوانی انتقادی گذشته با ادبیاتی کنایهآمیز. بازگشت مکرر به برجام، خروج ترامپ از آن و نقش اروپا، اگر قرار نیست به یک ابتکار عملی یا مسیر دیپلماتیک جدید منتهی شود، عملا چیزی جز «نبش قبر سیاسی» نیست.
دوم، ادعای «سزاوار بودن» اروپا برای مواجهه با رفتار یکجانبه ترامپ، از منظر دیپلماتیک نهتنها ناپخته، بلکه بالقوه تخریبگر است. روابط اروپا و آمریکا، بهویژه در حوزههای اقتصادی، امنیتی و نظامی، ساختاری عمیق، نهادمند و چندلایه دارد که قابل تقلیل به یک تشبیه اخلاقی یا نوعی «مجازات تاریخی» نیست. حتی اگر در مقطعی دچار فشار یا تنش شود، این بحران در درون منظومه روابط فراآتلانتیک قابل هضم و مدیریت است و اساسا ربطی به ایران ندارد.
نکته اساسی آن است که حتی در صورت تشدید اختلافها و تنشها میان اروپا و ایالاتمتحده بر سر گرینلند، تعرفههای تجاری، جنگ اوکراین یا هر موضوع دیگری، تجربه تاریخی و شواهد عینی نشان میدهد دو سوی آتلانتیک در قبال ایران همچنان از سطحی معنادار از هماهنگی و اشتراک نظر برخوردارند. اختلافات فراآتلانتیکی معمولا ناظر بر منافع درونسیستمی خود آنهاست و بهندرت به شکاف راهبردی در سیاست ضدایرانی محور غرب منجر میشود.
نباید فراموش کرد که صدراعظم آلمان، در جریان جنگ 12روزه با بیان جملهای جنجالی مبنی بر اینکه «اسرائیل آن کار کثیف را به جای ما انجام داد»، زخم عمیقی بر مناسبات دیپلماتیک ایران و آلمان وارد کرد. این واقعیت نشان میدهد سخن یک مقام تا چه اندازه میتواند پیامدها و تبعات گستردهای به همراه داشته باشد. ناخرسندی روزنامه شرق از یادآوری خیانت تاریخی اروپا به ایران در حالی است که این روزنامه و محافل همسو در بحبوحه تبلیغات برجامی ادعا میکردند امضای طرفهای غربی تضمین است و امکان ندارد که آنها تعهدات خود را زیر پا بگذارند! این طیف همچنین تا دو سال و نه ماه پس از خروج آمریکا از توافق و همراهی اروپا با ترامپ، وانمود میکردند تعهدات نقضشده طرف غربی با بستههای توخالی مانند اینستکس قابل جبران است.
اکنون در حالی که طرف اروپایی چه در جنگ 12روزه و چه اغتشاشات نیابتی، خباثت خود را به اوج رسانده، عجیب است که روزنامه شرق از یادآوری خیانتهای طرف اروپایی و بازگشت این خیانت به خودشان، ناراحت میشود.



