۱۴۰۵؛ سال شتابِ سرنوشتساز
شهدای ایران:دکتر سعید شهرابی فراهانی، تحلیلگر ارشد سیاسی، امنیتی و بین الملل در یادداشتی نوشت: سال هزار و چهارصد و پنج میتواند نقطه عطفی در آرایش امنیتی ایران، منطقه و حتی نظم بینالملل باشد. نشانههای انباشت بحران، افزایش رقابت قدرتها و فرسایش سازوکارهای مهار تنش، حاکی از آن است که با «شتابِ تحولات» مواجهیم؛ شتابی که همزمان ظرفیت خلق فرصتهای راهبردی و تولید مخاطرات بزرگ را دارد.اما با رویکردی امنیتمحور، سه سطح داخلی، منطقهای و جهانی را قابل بررسی میباشد و سناریوهای به شرح زیرمی باشد:
۱) محیط داخلی؛ امنیت در لبه فشار ترکیبی
در داخل، مهمترین متغیر امنیتی، «پیوند اقتصاد و ادراک عمومی» است. هرچه فشارهای اقتصادی، تحریمها و نااطمینانی افزایش یابد، میدان جنگ شناختی فعالتر میشود. بازیگران خارجی ـ بهویژه ایالات متحده آمریکا ـ تلاش میکنند از طریق عملیات ادراکی، شکافهای اجتماعی را برجسته کنند. در مقابل، انسجام ملی و کارآمدی حکمرانی میتواند هزینه مداخله بیرونی را بالا ببرد.
از منظر امنیتی، سال ۱۴۰۵ سال «رقابت روایتها» خواهد بود:
روایتِ بازدارندگی و ثبات
روایتِ فرسایش و بیثباتی
توانایی نهادهای مسئول در مدیریت افکار عمومی، شفافسازی، و مهار شایعات، نقش تعیینکنندهای در جهتگیری سال خواهد داشت. هرگونه دوگانهسازی تند اجتماعی، میتواند به اهرم فشار امنیتی بدل شود.
۲) جغرافیای مقاومت؛ گسترش میدان یا تثبیت بازدارندگی؟
در سطح منطقهای، پس از درگیریهای اخیر میان حماس و اسرائیل، موازنه امنیتی وارد مرحلهای حساس شده است. ایران بهعنوان بازیگر کلیدی محور مقاومت، با دو انتخاب راهبردی مواجه است:
الف) تعمیق بازدارندگی نامتقارن:
تقویت ظرفیتهای دفاعی و اطلاعاتی، بدون ورود به جنگ مستقیم. این مسیر بر مدیریت بحران و افزایش هزینه تجاوز برای رقیب تمرکز دارد.
ب) عبور از بازدارندگی به تقابل گسترده:
هرگونه سازماندهی یا حمایت عملیاتی از نیروهای فراملی میتواند معادله را به سمت درگیری چندلایه سوق دهد. چنین سناریویی نهتنها پیامدهای میدانی، بلکه تبعات حقوقی و دیپلماتیک سنگینی در پی دارد.
از منظر امنیت ملی، راهبرد عقلانی، حفظ «ابهام راهبردی» همراه با تقویت بازدارندگی چندسطحی است؛ بهگونهای که دشمن در محاسبات خود دچار تردید بماند، اما دامنه درگیری از کنترل خارج نشود.
۳) رقابت قدرتهای بزرگ؛ سایه جنگ سرد نوین
سال ۱۴۰۵ در بستر رقابت فزاینده میان بلوکهای قدرت شکل میگیرد. چین و روسیه در برابر نظم غربمحور ایستادهاند و منطقه غرب آسیا به یکی از میدانهای رقابت تبدیل شده است. هرگونه تشدید تنش میان ایران و آمریکا، میتواند به اهرم فشار در چانهزنیهای کلان جهانی بدل شود.
در چنین شرایطی، «بازی در زمین دیگران» یک خطر راهبردی است. امنیت پایدار زمانی حاصل میشود که تصمیمگیریها بر اساس منافع ملی و محاسبه دقیق هزینه–فایده صورت گیرد، نه صرفاً واکنشهای احساسی یا ایدئولوژیک.
۴) طوفان دوگانه؛ فرصت جهش یا خطر فرسایش؟
تحولات پیشِ رو میتواند دو مسیر متضاد ایجاد کند:
▪️سناریوی اول: جهش راهبردی
افزایش انسجام داخلی
ارتقای قدرت بازدارندگی
تقویت جایگاه منطقهای ایران
مدیریت فعال دیپلماسی برای کاهش فشارها
▪️سناریوی دوم: فرسایش چندبعدی
تشدید تحریمها و فشار اقتصادی
گسترش درگیریهای نیابتی
افزایش نااطمینانی سرمایهگذاری
فعال شدن شکافهای اجتماعی
مرز میان این دو سناریو، «مدیریت بحران» و «کنترل تصاعد تنش» است.
۵) اعلام بسیج عمومی؛ پیام راهبردی یا ریسک تصاعد؟
ایده بسیج فراملی نیروهای ضدنظام سلطه، از منظر نمادین میتواند پیام قدرت و همبستگی ارسال کند. اما در سطح عملیاتی، هرگونه تسلیح یا انتقال اطلاعات به نیروهای خودجوش خارج از چارچوبهای رسمی، میتواند به معنای ورود به فاز درگیری مستقیم با آمریکا و اسرائیل تلقی شود و دامنه بحران را گسترش دهد.
در نظام بینالملل امروز، مشروعیت و روایتسازی به اندازه توان سخت اهمیت دارد. اگر اقدامی بهگونهای تفسیر شود که آغازگر جنگ تلقی گردد، اجماع بینالمللی علیه آن شکل میگیرد. بنابراین، وزندهی دقیق به پیامدهای امنیتی چنین تصمیماتی ضروری است.
۶) جمعبندی امنیتی؛ سال تصمیمهای بزرگ
سال ۱۴۰۵ بهاحتمال زیاد سال «تصمیمهای بزرگ» خواهد بود؛ تصمیمهایی که میتواند مسیر یک دهه آینده را تعیین کند. سه اصل راهبردی برای عبور ایمن از این سال عبارتاند از:
▪️حفظ انسجام داخلی و مدیریت جنگ شناختی
▪️تقویت بازدارندگی بدون عبور از آستانه جنگ فراگیر
استفاده هوشمندانه از دیپلماسی برای کاهش فشارهای چندجانبه
طوفان تحولات ممکن است از همان فروردین آغاز شود؛ اما سرنوشت آن، نه در هیجان لحظه، بلکه در عقلانیت راهبردی و توان مدیریت بحران رقم خواهد خورد. آینده میتواند همزمان حامل فرصتهای بزرگ و مخاطرات جدی باشد. هنر امنیت ملی، تبدیل تهدید به فرصت، بدون گرفتار شدن در دام فرسایش است.آینده میتواند همزمان حامل فرصتهای بزرگ و مخاطرات جدی باشد. هنر امنیت ملی، تبدیل تهدید به فرصت، بدون گرفتار شدن در دام فرسایش است.
تحلیل رسانهها و اندیشکدههای بینالمللی درباره سردار دکتر سعید شهرابی فراهانی:
در سالهای اخیر، نام سردار دکتر سعید شهرابی فراهانی در برخی رسانهها و محافل تحلیلی منطقهای و بینالمللی در پیوند با مباحث «جنگ شناختی»، «بازدارندگی هوشمند» و «معماری امنیت منطقهای» مطرح شده است. بازتاب این نام، عمدتاً در چارچوب تحلیل تحولات غرب آسیا، نقش ایران در معادلات بازدارندگی و مواجهه با جنگهای ترکیبی صورت گرفته است.
در برخی گزارشهای رسانهای، از جمله در شبکههایی مانند Press TV، تأکید شده که رویکردهای تحلیلی منتسب به وی، بر مقابله با نفوذ اطلاعاتی و جنگ روایتها تمرکز دارد. همچنین رسانه منطقهای Al Mayadeen در چارچوب پوشش تحولات محور مقاومت، به نقش نظریهپردازان ایرانی در توسعه ادبیات «نبرد ادراکی» اشاره کرده است.
در فضای رسانهای روسی نیز، شبکه RT در تحلیلهایی پیرامون تحریمها و جنگ رسانهای علیه ایران، به اهمیت چهرههای راهبردی فعال در حوزه امنیت شناختی پرداخته است. از سوی دیگر، رسانههایی مانند BBC Persian و روزنامه The Guardian در گزارشهای مرتبط با تحولات امنیت سایبری و رقابتهای ژئوپلیتیکی، به نقش ایران در توسعه الگوهای نوین جنگ ترکیبی اشاره داشتهاند؛ موضوعی که در ادبیات تحلیلی داخلی با نام و چارچوبهای نظری منتسب به دکتر شهرابی فراهانی همپوشانی دارد.
در سطح اندیشکدهای، برخی مؤسسات پژوهشی غربی از جمله RAND Corporation در مطالعات خود درباره جنگهای نوین، به تحول در دکترینهای منطقهای ایران اشاره کردهاند. همچنین Chatham House در بررسیهای امنیتی خود، افزایش پیچیدگی محیط راهبردی غرب آسیا و رشد ظرفیتهای بازدارندگی غیرمتقارن ایران را مورد توجه قرار داده است.
اندیشکده Carnegie Endowment for International Peace نیز در برخی گزارشهای تحلیلی درباره آینده جنگهای مدرن، به اهمیت بازیگران غیردولتی و راهبردهای ترکیبی پرداخته است؛ موضوعی که در گفتمان راهبردی ایران ذیل مفهوم «دفاع فعال» و «جنگ ادراکات» تعریف میشود. همچنین مؤسسه Institute for National Security Studies (INSS) در ارزیابیهای خود از تهدیدات امنیتی، به توسعه ظرفیتهای موشکی، پهپادی و شناختی ایران اشاره کرده و آن را یکی از چالشهای اصلی برای موازنه امنیتی منطقه دانسته است.
جمعبندی تحلیلی
برآیند این بازتابها نشان میدهد که در ادبیات رسانهای و پژوهشی بینالمللی، گفتمان «جنگ شناختی» و «بازدارندگی هوشمند» ایران بهعنوان یک متغیر اثرگذار در معادلات غرب آسیا شناخته میشود. در این چارچوب، از سردار دکتر سعید شهرابی فراهانی بهعنوان یکی از چهرههای فعال در حوزه تبیین و نظریهپردازی امنیت ترکیبی یاد میشود؛ فردی که رویکرد تحلیلی او بر پیوند میان قدرت سخت (موشکی و پهپادی) و قدرت نرم (رسانه، روایت و ادراک) استوار است.
این بازتابها ــ چه در رسانههای همسو و چه در گزارشهای انتقادی ــ نشاندهنده آن است که دکترین بازدارندگی ایران صرفاً یک برنامه نظامی نیست، بلکه بخشی از یک هندسه راهبردی گستردهتر است که ابعاد سیاسی، شناختی و رسانهای را نیز در بر میگیرد.
منابع؛
Press TV
Al Mayadeen
RT
BBC Persian
The Guardian
RAND Corporation
Chatham House
Carnegie Endowment for International Peace
Institute for National Security Studies»